طلاق
می 7, 2008
در لابلای اخبار اتنشار یافته نشریات محلی کرمان در اریبهشت ماه امسال این خبرها جلب توجه می کنند :
سال گذشته حکم 974 پرونده طلاق در استان کرمان اجرا شد. مدیر کل دادگستری کرمان با اعلام این خبر افزود بیشترین دلیل طلاق اعتیاد و بیکاری بوده است.
50 مرکز نگهداری از معتادان پرخطر در استان کرمان فعال است.
خودکشی جوان 25 ساله در پنجمین روز ازدواج.
البته خبرها کوتاه و مختصر بودند مثلا معلوم نشد در این استان ثروتمند کشور مجموع فرزندانی که با این تعداد طلاق صورت گرفته دچار بحران عاطفی و روحی گردیده اند چند نفر بوده است و فرزندانی که والدین آنها به دلیل اعتیاد و یا بیکاری از هم جدا شده است به فرض طی کردن مصائب جدایی والدین چگونه می توانند به حق هزینه مسکن و خوراک و تحصیل خود برسد آن هم از پدری که یا معتاد بوده و یا بیکار.همچنین گفته نشده است که در این پنجاه مرکز نگهداری معتادان پر خطر چه تعداد معتاد با چه میانگین سنی نگهداری می شوند . البته پاسخ دادن به این سئوالات هم چیزی از عمق فاجعه اصلی نمی کاهد.
فقط می دانیم بسیاری از این فرزندان با چنین شرایطی در مقابل همان قاضی که حکم طلاق والدین او را صادر کرده خواهد ایستادف اینبار او متهم است به اعتیاد،فحشا و یا دزدی ….
خبر دیگر را روزنامه جام جم در شانزدهم اردیبهشت امسال بیان کرد :
به گفته مدیر کل دفترآسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، طلاق در سال 86به نسبت سال 85 در کشوراز رشد 6 درصدی برخوردار بوده است به طوری که در سال گذشته 99 هزار و در سال 85 تعداد 94 هزار فقره طلاق صورت گرفته است.
موسوی با ارائه امارهایی از انواع آسیب ها و مسائل اجتماعی در کشور کفت : علاوه بر ایلام با رشد 17و نیم درصدی استان سیستان و بلوچستان با رشد 17.4 درصد و یزد نیز با رشد 16.5 در صد بالاترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده اند وی تصریح کرد در سال گذشته با کمک مراکز مداخله بحران، 40 در صد مراجعات منجر به سازش شده است . . . . آیا این مشت نمونه خروار است؟
با خواندن این خبر هم پرسش هایی به ذهن می رسد. رشد و افزایش طلاق آن هم در استانهایی چون ایلام و یزد و سیستان و بلوچستان ؟ مردمان این استان ها همواره به صفاتی چون بردباری، صبر و قناعت مشهور بوده اند. آیا با خواندن این آمار وقت آن نرسیده است که از خود بپرسیم که به کجا می رویم؟
ضرب المثلی فارسی می گوید : دوست گفت، گفتم. دشمن می گوید می خواستم بگویم.
Entry Filed under: استفراغ. .
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
نادر | ژوئن 6, 2008 at 9:20 ق.ظ
سلام
دوست عزیز مطلب درد آوری است.وای به آن شهری که دادگاه آن حکم نزدیک به هزار طلاق را صادر می کند.