29 اسفند
مارس 18, 2008
یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1384
”پیر محمد احمد آبادی شعری برای مصدق”
این شعر را ، اخوان ثالث ، شاعر نامدار آور معاصر ، در روزهایی برای دکتر محمد مصدق ، پیشوای نهضت ملی مردم ایران سروده است که رژیم استبداد به هیچ کس اجازه نمیداد ، حتی نام مصدق را بر زبان آورد . اخوان ثالث هنگامی که میخواست این شعر را چاپ کند ، زیرکی شاعرانه ای به کار برد و در عنوان شعر ، به جای نوشتن نام مصدق ، نوشت « برای پیر محمد احمد آبادی » و اشاره او به پیر و مراد آن روزهای مردم ستم دیده ایران بود که در خانه خود واقع در احمد آباد کرج زندانی بنام زندگی را میگذراند …
دیدی ، دلا، که یار نیامد ؟
گرد آمد و … سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
و آن حنیف نامدار، نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ، ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها، به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیب
ای باغبان بهار نیامد
بشکفت پس شکوفه و پژمرد
اما، گلی ، به بار نیامد
خوشید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کزبندت ایچ عار نیاید
سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگتاه نجیبت
جز ابر ز هر بار نیامد
یکی از آن قوافل بر پا…
…ران گهر نثار ، نیامد
ای نادر نوادر ایام
کت فرو بخت، یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار، نیامد
افسوس ، کان سفاین حری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو درداک
چون هیچ ،در شمار نیامد
و ز سفله یاوران تو در جنگ
کاری بجز فرار نیامد
من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد
چندان که غم بجای تو بارید
باران به کو همسار نیامد ….
Entry Filed under: Uncategorized. .
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
edi | آوریل 1, 2008 at 6:45 ق.ظ
چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم